ابو القاسم پاينده
57
نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )
غرضان ، بازار لاطايل كساد نيست واز غباوت كسان پناه بخداى منّان بايد برد . به شهود آن وضع وپيش بيني اين أوضاع بود كه پيمبر تفسير قرآن را مقيد كرده بود وهمه جا كتاب وسنت را قرين ميكرد وبه رعايت وتبعيّت آن سفارش ميفرمود كه نزد وى كتاب وسنّت در تعيين حق دين ودنيا ، چون دو پهلوى مسطر مكمّل يك ديگرند ، مىفرمود : « يكيتان بر جاى خود ننشيند وگويد هر چه در كتاب هست مرا بس است . » وآن علم كه بدان ترغيب ميفرمود ودر فضل آن گفتارها داشت قرآن وحديث بود كه فرموده بود : « علم آيهاى استوار است با سنّتى برقرار الخ . . . » « 1 » ودر متون حديث هر جا حديث از علم هست ، بىگفتگو منظور علم حديث است كه در آن روزگار علم متبع جز آن نبود . بنا بر اين همه كار پيمبر ترويج وتعظيم وتوضيح قرآن بود كه قانون اساسى اسلام همان بود كه در اسلام قانونگزارى خاص خداست : وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ « 2 » وهر كه خدا را دوست دارد بايد پيمبر را أطاعت وتبعيّت كند ، إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي « 3 » . كه خدا مرجع فصل أمور است وپيمبر را تالي خويش كرده كه : فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ « 4 » وحكم رسول ، حكم خداست : وَما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى « 5 » . وآنچه فرمان دهد بايد پذيرفت واز آنچه منع كند بايد بس كرد : وَما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا « 6 » ، كه براي مسلمانان مقتدائى نكوست :
--> ( 1 ) ابن ماجة ( 2 ) شورى ، 10 ( 3 ) آل عمران ، 31 ( 4 ) نساء 59 ( 5 ) نجم ، 3 . ( 6 ) حشر ، 3 .